RSS

من ميگم …

04 اکتبر

من ميگم منو شکستن ، چشم فانوسم و بستن
تو ميگي خدا بزرگه ، ماهو ميده به شب من

من ميگم اخه دلم بود ، اونکه افتاده به خاکه
تو ميگي سرت سلامت ، اينه ها زلال و پاکه

اينکه فاصله ها رو ، نميشه با گريه پر کرد
يکيمون بهار سرخوش ، يکيمون پاييزه پر درد

من ميگم فاصله مرگه ، بين دستاي تو تا من
تو ميگي زندگي اينه ، حاصل عشق تو با من

من ميگم حالا بسوزم ، يا که با غصه بسازم
تو ميگي فرقي نداره ، من که چيزي نميبازم

من ميگم اينجا رو باختي ، عمري که رفته نمياد
تو ميگي قصه همين بود ، تو يک برگي توي اين باد

«تقديم به همسر عزيزم»

 
Leave a comment

نوشته‌شده به دست در اکتبر 4, 2011 در دل نوشته

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.